{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
mother tongue
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
زبان مادری
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
زبان مادری
۰
۱
[DemographyDictionary]
[پزشکی]
زبان مادری
معنی mother tongue, معنی وخفاتثق فخئلعث, معنی mother tongue, معنی اصطلاح mother tongue, معادل mother tongue, mother tongue چی میشه؟, mother tongue یعنی چی؟, mother tongue synonym, mother tongue definition,
معنی pledged
,
ترجمه pledged
به فارسی,
معنی Employee, کارمند
,
ترجمه Employee, کارمند
به فارسی,
معنی (.n): چیز زرنشان، طلاکوبی، خاتم کاری (.tv): نشاندن، در چیزی کار گذاشتن، (بازر یا , گوهر)اراستن، خاتم کاری کردن، گوهر نشان کردن
,
ترجمه (.n): چیز زرنشان، طلاکوبی، خاتم کاری (.tv): نشاندن، در چیزی کار گذاشتن، (بازر یا , گوهر)اراستن، خاتم کاری کردن، گوهر نشان کردن
به انگلیسی,
معنی Revulsion
,
ترجمه Revulsion
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی